حبیب احمدزاده، متولد ۲۷ مهر ۱۳۴۳ در آبادان، نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان و تهیهکننده فیلم «معجزه بناسان» است. او دکترای پژوهش هنر خود را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرده و پیش از آن، مدرک کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی را از دانشگاه هنر تهران گرفته است. بخش مهمی از فعالیتهای حرفهای و پژوهشی او به حوزه ادبیات و هنر مقاومت و پایداری اختصاص دارد و در این زمینه آثار ادبی، پژوهشی و سینمایی متعددی خلق کرده است.
از آثار مکتوب او میتوان به کتابهای «داستانهای شهر جنگی»، «شطرنج با ماشین قیامت» و «کد ۲۴ یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد» اشاره کرد. دو کتاب «داستانهای شهر جنگی» و «شطرنج با ماشین قیامت» به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند.
احمدزاده در حوزه فیلمنامهنویسی نیز فعالیت گستردهای داشته است. از جمله آثار او میتوان به «۵۰ قدم آخر»، «آنکه دریا میرود»، «اتوبوس شب» با همکاری کیومرث پوراحمد، بر اساس یکی از داستانهای کوتاه مجموعه «داستانهای شهر جنگی»، «گفتگو با سایه» با همکاری خسرو سینایی، «روایت سهگانه: اپیزود اول» با همکاری پرویز شیخطادی و «روایت سهگانه: اپیزود دوم» با همکاری عبدالحسن برزیده اشاره کرد. او همچنین بهعنوان مشاور فیلمنامه در فیلم «آژانس شیشهای» فعالیت داشته است.
در عرصه مستندسازی، احمدزاده کارگردانی آثاری همچون «آخرین تیر آرش»، «موج زنده» و «بهترین مجسمه دنیا» را در کارنامه دارد. او همچنین نویسنده مقالاتی چون «چه کسی محمد را کشت» درباره زندگی و مرگ محمد مسعود، «راه گرفتن تروریستها این است و نه تسخیر و تخریب بینتیجه دو کشور» که واکنش و اظهارنظر نوآم چامسکی را به دنبال داشت، و «نامهای به کاپیتان ویل راجرز»، خطاب به فرمانده مسئول سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، بوده است.
فعالیتهای احمدزاده در عرصههای ادبی و سینمایی با دریافت و نامزدی جوایز مختلف همراه بوده است. از جمله افتخارات او میتوان به دریافت سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران بخش مستند جشنواره بینالمللی فیلم فجر در سال ۱۳۹۰، دیپلم افتخار جشنواره بینالمللی سینماحقیقت در سال ۱۳۹۰ و جایزه سوم بخش مستند جشنواره ملی فیلم دفاع مقدس در سال ۱۳۹۱ برای مستند «بهترین مجسمه دنیا» اشاره کرد. او همچنین برای فیلمنامه «اتوبوس شب» موفق به دریافت تندیس جشن خانه سینما در سال ۱۳۸۴ شد.
در حوزه ادبیات نیز احمدزاده جایزه سوم مسابقه ادبی Writing Forge را برای داستان کوتاه «نامهای به خانواده سعد»، جایزه شهید غنیپور در بخش داستان و رمان دفاع مقدس را برای کتاب «شطرنج با ماشین قیامت» و جایزه برترین کتاب در بیست سال داستاننویسی دفاع مقدس را برای «داستانهای شهر جنگی» دریافت کرده است.
بخش مهمی از فعالیتهای احمدزاده در سالهای اخیر به ترویج صلح و گفتوگوی فرهنگی اختصاص داشته است. او در سالهای فعالیت خود در موزه صلح تهران با دکتر شیزوکو تسویا و گروه موست و فعالیتهای بشردوستانه آنان آشنا شد و بر همین اساس، جشنواره فیلم دوستی ایران ـ هیروشیما را بنیان گذاشت.
ایده اولیه احمدزاده برای ساخت فیلمی درباره دکتر تسویا، با هدف قدردانی از فعالیتهای بشردوستانه او، بهویژه در ارتباط با جانبازان شیمیایی ایرانی، شکل گرفت. این ایده پس از طرح با دکتر تسویا و مواجهه با سه شرط او، به پروژه «معجزه بناسان» تبدیل شد؛ فیلمی که پیشتر با عنوان «داستانهای هزار و یک روز» شناخته میشد.
«معجزه بناسان» روایتی مستند ـ داستانی از حبیب احمدزاده است که با محوریت صلح، بشردوستی و کنشگری اجتماعی، به تجربهها و دغدغههای انسانی او در این مسیر میپردازد.